Sunday, 29 May 2011

مذاهب: اسلام چند چهره یا نقشه های شیطانی؟


با تلاوت آیه 187 سوره آل عمران فهمیدم که حقیقتاً با آنکه کتاب الله نازل شده، کسانی نخواسته اند که جوامع اسلامی از مطالب آن آگاه شود و به آن رسیدگی شود. به نظر من  این کار یا حسادت است و یا عدم آگاهی خودشان.

همین است که آنچه توسط آیه 146 سوره اعراب پیش گویی شده اکنون تحقق پذیرفته است. در همین حال حیله شیاطین که توسط آیه 112 سوره انعام پیش گویی شده و از طرفی نسبت گروه بندی ها از امت آخرین رسول خدا (آیه 159 سوره انعام) محروم شده اند و وضعیتی پیش آمده که (آیات 19 و85 سوره آل عمران) از نامی که نزد پروردگار ما مورد قبول است بی بهره شده.

با توجه به آیه 40 سوره هود، آیه 19 سوره انعام، آیه 20 آل عمران، آیه 18 سوره عنکبوت و آیات 99، 92، 50 و 48 سوره مائده در میابیم که پیامبر اسلام مأمور بود که قرآن را به مردم برساند. و همچنان بر اساس آیات 71، 68، 155 و 92 سوره انعام، آیات 15 و 109 سوره یونس، آیات 2، 3 و 157 سوره اعراب، آیه 134 سوره طحی، آیه 176 سوره بقره و آیات 105 و 174 سوره نساء میفهمیم که به پیامبر مرتب سفارش شده که مردم را به قرآن پند بده.

این درحالیست که پیشوایان وعلماء جوامع اسلامی به تنهایی قرآن را مفصل نمیدانند واز قرآن بیان نمی کنند! آنان تلاش دارند در بیاناتشان از احادیث استفاده کنند. پس اگر آیه 6 سوره لقمان، آیات 6 و 7 سوره جاثیه، آیه 50 سوره مرسلات، آیات 23 و 36 سوره زمر و آیه 85 سوره قصص را مطالعه کنیم، میفهمیم که قرآن خود بهترین حدیث است و هیچ هدایت کننده دیگری مفصل تر از قرآن وجود ندارد.

آیا آیات ذکر شده در ذیل به تنهایی نمی توانند گواه بر مفصل بودن قرآن باشد؟
آیات 38، 114 و 115 سوره انعام، آیه 37 سوره یونس، آیه 52 سوره اعراب، آیه 111 سوره یوسف و آیه 97 سوره مریم.

 علاوه بر موارد ذکر شده، این آیات نیز گواه بر آن دارد که تنها منبع هدایت کننده انسان قرآن است: آیات 2، 3 و 183 سوره اعراب، آیات 15، 36 و 37 سوره یونس، آیه 9 سوره اسراء، آیات 27، 54 و 109 سوره کهف، آیات 24 و 27 سوره انبیاء، آیه 6 و 7 سوره لقمان، آیه 27 تا 29 سوره صافات.

پس با وجود این بیانات مفصل به کجا میروید؟ هدایت کجاست؟
آیه های 26 تا 29 سوره تکویر میفرماید: "فَأَيْنَ تَذْهَبُونَ ﴿۲۶﴾ - پس به كجا مى‏رويد - إِنْ هُوَ إِلَّا ذِكْرٌ لِّلْعَالَمِينَ ﴿۲۷﴾ - اين [سخن] بجز پندى براى عالميان نيست - لِمَن شَاء مِنكُمْ أَن يَسْتَقِيمَ ﴿۲۸﴾ - براى هر يك از شما كه خواهد به راه راست رود - وَمَا تَشَاؤُونَ إِلَّا أَن يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ ﴿۲۹﴾ - و تا خدا پروردگار جهانها نخواهد [شما نيز] نخواهيد خواست".

در موردی دیگر همان پیش گویی قرآن است که گویندگان قرآن خدا و خود او تعالی را به تنهایی قبول ندارند. به این آیات توجه کنید: 45 و 46 سوره بنی اسرائیل، 57 سوره کهف، 45 سوره زمر، 74 سوره حج و 91 سوره انعام. همین باعث شده است که شجاعت ابلاغ را از دست داده یعنی به زبان ساده تر بیان حق یکی از اوامر واجب است که توسط هر مسلمان باید ادا گردد. (آیات 110 و 104 سوره آل عمران، 112 سوره توبه، 44 سوره مائده، 165 سوره اعراف، 7، 51 و 68 سوره انعام، 45 سوره ق، 92 سوره نمل، 87 سوره قصص، 44 سوره طه و 108 سوره یوسف).

با وجود این نوع غفلت و عدم توجه به بیانات صریح قرآن باز هم روایات ابلاغ میشوند که این ابلاغ روایات و احادیث باعث تفرقه شده و مخالفین به قوت خود باقی میمانند. طوری که این آیات نشان میدهند (آیه 66 سوره مؤمن، آیه 32 سوره اعراب، آیات 38 تا 48 سوره حاقه) به پیامبر ما سفارش شده است که از خود چیزی بیان نکند و فقط و فقط از طریق قرآن هدایت کند.

آیه 44 سوره حم سجده، آیه 9 سوره بنی اسرائیل و آیه 36 سوره زمر به ما میفهماند که اگر با غیر قرآن تذکر بدهیم باعث نفاق میشود. بنابراین به این نتیجه میرسیم که ما نیز قرآن را کافی نمیدانیم! باید در زمان پیروی از علما سلف به این آیات توجه داشته باشیم: آیه 36 سوره بنی اسرائیل، آیه 59 سوره نساء، آیه 18 سوره زمر و آیه 17 سوره شوری.

مگر قرآن بیان نمیکند که رسول هستیم؟ از آیه 15 سوره مائده، 10 سوره طلاق، 1 سوره هود، 1 سوره ابراهیم، 50 سوره ذاریات، 3 سوره سجده، 6 سوره سبا و 52 سوره جاثیه و نهایتا 67 سوره یاسین میفهمیم که تقلید بدون داشتن دلیل از قرآن شرک
محسوب میشود.

بطور مثال یک مورد از فقه اسلامی را مورد بحث قرار میدهیم. در جامعه اسلامی افرادی به عنوان سیّد (اولاد پیغمبر) مقدس محسوب میشوند و پرداخت صدقات و زکات را به آنان منع عنوان شده است. سؤال اینجاست که دلیل مقدس شمردن اولاد پیغمبر چیست؟ آیا این موضوع در قرآن ذکر شده است و یا حدیث داریم؟ با توجه به آیه 103 سوره توبه میفهمیم که پیامبر مأمور دریافت صدقات و زکات شده بود. و آیات 111 سوره بقره، 18 سوره مائده و 49 سوره نساء به روشنی بیان نموده که بنی اسرائیل و نصاری که خود را اولاد پیغمبر میدانند به این آیات از خیال پوچشان تذکر داده شده است. همچنان خداوند در سوره تحریم آورده است که با داشتن نسب کسی مقدس نمی شود!

فقط و فقط اوتعالی ست که میداند. خداوند طراحی بت نمیکند ولی متأسفانه اکنون در بعضی از جوامع اسلامی بتهای مختلفی بوجود آمده اند. آیه 18 سوره تکاثر و حدود شصت آیه دیگر از قرآن وجود دارد که این مسئله را گواه میدهد. آنان گفته های قرآن را قبول ندارند و یا اینکه تاکنون آنرا تلاوت نکرده اند و مقام هایی برای خود بوجود آورده اند که حتی پیامبر نیز از آنگونه مقام ها بی بهره بوده است. مثال دیگر آن کشور بحرین است که این روزها کشتار انسان ها در آن جریان دارد. ولی این جریان از کجا بوجود آمده؟ با گروه بندی انسان ها و یا عدم پذیرش قرآن عظیم الشأن. آیات متعددی در این مورد هشدار داده و گفته شده که بهترین راه، راه وحدت است. اگر به خدا و جهان آخرت ایمان داشته باشیم باید این نقشه شیطانی که همان بوجود آوردن مذاهب متعدد است را باطل اعلام کنیم و مخالفین را در مناظره دعوت کنیم.

آنهایی که در خانه عنکبوت جا گرفته اند انشاالله به زودی بیرون آمده و به ریسمان محکم یعنی قرآن عظیم الشأن چنگ خواهند زد و این نفاق و درگیری خاتمه پیدا میکند.

Saturday, 26 March 2011

آیا اولاد پیامبران شایسته دریافت زکات هستند؟

از فقه اسلامی دریافتم که اولاد پیامبران شایسته دریافت زکات نیستند اما دلیل قرآنی آنرا نیافتم! در مطالعاتم متوجه شدم که آیات 103 و 104 سوره توبه به ما میفهماند که پیامبر ما خود مامور دریافت زکات و صدقات بود.

1) در قرآن آیات زیاد در مورد امت های قبلی آمده و آن قصه نیست. از بیشتر آن آیات میفهمیم که این روششان درست نبوده و ما نباید آنطور باشیم.

به این آیات توجه فرمایید: سوره نساء آیات 49 تا 50 , بقره آیه 111 و مائده آیه 18  میفهماند که افکار پوچ بنی اسرائیل و مسیحیان بیان شده و از آیه 10 تا 12 سوره 66 مشخص است که نسب، ربطی به مقدسیت ندارد و اولاد پیامبران مقدس نیستند و بطور خلص در سوره 49 آیه 13 بهترین مثال است که از زکات محروم نمیباشند.

چه دلیلی وجود دارد که جامعه بزرگ فقرا از گرفتن زکات توسط فقه محروم شده اند؟

2) میگویند کرامت اولیا حق است و یکی از عقائد ما مسلمین شده است و همین سبب است که در جوامع اسلامی مقبره های بزرگ به وجود امده است و حتی در بعضی از مقبره ها معلوم نیست چه کسی مدفون است. به طور مثال مقبره ای داریم در شهر مزار افغانستان و آنرا به علی نسبت میدهند که از عقل و نقل بعید است. این مقبرها مبدل به بت کده هایی شده که عوام الناس آنرا باب الهوایج قرار داده اند و زائرین با اینگونه اعمالشان عبادت ها و صدقات را که در آن ریخته باطل میکنند.

بهتر نیست علما در این زمینه توجه کنند و این مردم را از هلاکت نجات دهند و به قرآن آشنا سازند؟ پیامبر ما از سفارش پرودگارمان مرتب اعلام داشته که نفع و ضرری نمیتوانم برسانم. این کرامت اولیاء از کجا شده است و چرا جوامع اسلامی را به آیه 102 سوره کهف و آیه 3 سوره زمر متوجه نمیسازند؟

3) بشارت های زیاد در قرآن کریم دیده میشود که پروردگار ما وعده های نهایت محکم به مؤمنین داده شده که در این جهان و جهان آخرت کمک خواهند شد، اما چرا این کمک ها به فلسطین و افغانستان که جزئی از جوامع اسلامی اند نمیرسد؟! (فلسطین از 60 سال بدین سو و افغانستان از 30 سال بدین سو زیر چکمه های بنی اسرائیل، شوروی و امریکا قرار دارند.)

به نظر من علت نرسیدن کمک پروردگار مشکل ایمان ماست. اگر فردی تقاضای ایمان کند و میخواهد مسلمان گردد برایش میگویند شهادتین و یا 3 شهادت بیان کنید مسلمان میشوید. محترما در قرآن مجید برای ایمان آیه های شفاف موجود است و به آن توجه ندارند و این شهادت دوم و سوم در کجای قرآن کریم آمده است.

در یک ملاقات با یک عالم مطرح کردم. گفت این شهادتین را پیامبر(ص) بیان کرده است. اعتراض کردم که خداوند (ج) تنها و تنها شهادت خود را بیان کرده است: براساس آیه 18 سوره آل عمران و آیه 19سوره قتال. عالم مذکور گفت قرآن را قبول نداری و قسمتی از آیه 7 سوره حشر را قرائت کرد و آنرا برای حدیث پیامبر(ع) استدلال کرد. فهمیدم این شخص قرآن را بخوبی مطالعه نکرده است. چون آن آیه ربطی به آن حدیث ندارد. در منبرها از علمای خودمان نیز شندیده ام که میگویند "ومآءاتئکم الرسول فخذوه...." و آنرا استدلال حدیث میدانند.
به نظر من این هیچ ربطی به حدیث ندارد و موضوع اموال غنیمت در مدینه میباشد.

لطفا" از دانشی که دارید ارشادم کنید. نهایت در اندیشه هستم... 

ایمان چیست؟

از تلاوت قرآن فهمیدم که ایمان به چه صورت بیان شده است و این تعلیم پرودگار ماست:

1.     سوره بقره آیه 4 به دو مورد را تذکر داده است: کتب نازل شده و جهان آخرت.
2.     آیه 62 سوره بقره باز دو مورد را ذکر کرده است: الله و جهان آخرت.
3.     آیه 136 و 137 باز هم به دو مورد اشاره نموده: الله و کتب نازل شده.
4.     در آیه 177 بقره به 5 مورد تاکید شده است: الله، جهان آخرت، ملائکه، کتب نازل شده و انبیاء (از آدم تا خاتم).

اما وقتی یک غیر مسلمان تقاضای ایمان کند علما میگویند شهادتین بگوئید و گروه دیگر از علما میگویند 3 شهادت بگویید. در قرآن از دو شهادت دوم و سوم خبری نیست. بهتر نیست آنطوری که خداوند (ج) راهنمایی فرموده اطاعت کنیم (موارد ذکر شده در فوق بعلاوه آیه 285 سوره بقره، 18 و 84 آل عمران و 136 سوره نساء).

چرا نمیگویند این علما بهتر از خدا میدانند؟
از عالمی پرسیدم که این شهادت دوم در قرآن ذکر نیست و علما از کجا گفته اند؟
جواب داد: این را پیامبر گفته است!
 ولی بنظر من گفته او خلاف آیه 38 تا 48 سوره 66 است.